<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی</PublisherName>
				<JournalTitle>اقتصاد کشاورزی و توسعه</JournalTitle>
				<Issn>1022-4211</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2001</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Investigating the Relationship between Private and Public Investment and Value Added Growth in the Agricultural Sector</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی ارتباط سرمایه گذاری خصوصی و دولتی با رشد ارزش افزوده در بخش کشاورزی</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>24</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">132316</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30490/aead.2001.132316</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جواد</FirstName>
					<LastName>ترکمانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهرداد</FirstName>
					<LastName>باقری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2025</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>08</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;span style=&quot;font-weight: 400;&quot;&gt;افزایش نرخ تورم و بیکاری و کاهش نرخ رشد اقتصادی از عوامل مهم کاهش سطح زندگی در کشورهای در حال توسعه است. نظام متکی به بازار از طریق آزادسازی بازار کالا و عوامل تولید انعطاف پذیری در سیستم مالی و دادن نقش مؤثرتر به بخش خصوصی در فعالیت اقتصادی زمینه را جهت دستیایی به نرخ رشد اقتصادی بالا و رفاه فراهم کرده است.&lt;/span&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: 400;&quot;&gt;هدف کلی این مطالعه بررسی عوامل مؤثر بر رشد بخش کشاورزی و همچنین تعیین ارتباط علی بین نرخ رشد این بخش و عوامل مؤثر بر آن است. بدین منظور از آمار سری زمانی مربوط به سال های ۱۳۴۴ تا ۷۵ و مدل های ساختاری و غیر ساختاری استفاده شده است. همچنین روابط هم انباشتگی و ارتباط دراز مدت بین متغیرها با استفاده از آزمون هم انباشتگی پرمانین مورد بررسی قرار گرفته است. روابط کوتاهمدت و علی میان متغیرهای دارای هم انباشتگی نیز با کمک مدل های &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: 400;&quot;&gt;های اتورگرسیو برداری &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: 400;&quot;&gt;تصحیح خطای برداری (VEC) و در مورد دیگر متغیرها با استفاده از مدل های را (VAR) و گرنجر تعیین شده است.&lt;/span&gt;
&lt;span style=&quot;font-weight: 400;&quot;&gt;نتایج حاصل از این مطالعه نشان می دهد که متغیرهای نسبت سرمایه گذاری خصوصی و دولتی به ارزش افزوده و رشد صادرات بخش کشاورزی بر رشد این بخش دارای اثر مثبت و متغیرهای رشد واردات کشاورزی و رشد اشتغال دارای اثر منفی بوده اند متغیر رشد ارزش افزوده بخش کشاورزی تنها با سرمایه گذاری خصوصی و دولتی ارتباط دو طرفه و با سایر متغیرها ارتباط یکطرفه داشته است.&lt;/span&gt;
 
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رشد اقتصادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سرمایه گذاری دولتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سرمایه گذاری خصوصی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کشاورزی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آزمون هم انباشتگی یوهانسن</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">http://aead.agri-peri.ac.ir/article_132316_39059ba3e8199b4d77488ad72fba4a96.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی</PublisherName>
				<JournalTitle>اقتصاد کشاورزی و توسعه</JournalTitle>
				<Issn>1022-4211</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2001</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Lack of co-ordination between production and consumption policies and need for transformation from agricultural policies to food policies</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ناهماهنگی در سیاستهای تولید و مصرف و ضرورت گذار از سیاست کشاورزی به سیاست غذایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>11</FirstPage>
			<LastPage>33</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">129299</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30490/aead.2001.129299</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بهاءالدین</FirstName>
					<LastName>نجفی</LastName>
<Affiliation>استاد اقتصاد کشاورزی دانشگاه شیراز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>14</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>abstract</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این مقاله، با توجه به اهمیت «تغذیه مناسب» در ایجاد جامعه ای سالم و مولد، نخست به بیان ناهماهنگی های موجود میان سیاستهای تولید و مصرف غذا می پردازد. این ناهماهنگی از یکسو سبب تضعیف انگیزه تولید و از سوی دیگر نبود تعادل در الگوی مصرف غذا شده است؛ به گونه ای که خودبسندگی در گندم در سالهای اخیر کاهش یافته و مصرف نان، به عنوان ماده غذایی ارزان، جایگزین مواد غذایی گرانتر، مانند گوشت و شیر گردیده است. بررسی روند تولید و مصرف سرانه میوه و سبزی، افزایش تولید سرانه و کاهش همزمان مصرف سرانه را نشان می دهد که گویای افزایش ضایعات و ناکارایی نظام بازاریابی است. مقاله پس از بیان مشکلات برآمده از نبود هماهنگی میان سیاستهای تولید، مصرف و سلامت تغذیه ای، بر لزوم بازنگری در سیاستهای کنونی تاکید می کند. در پایان نیز، پیشنهادهایی برای حل مسایل موجود مطرح شده است.</OtherAbstract>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی</PublisherName>
				<JournalTitle>اقتصاد کشاورزی و توسعه</JournalTitle>
				<Issn>1022-4211</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2001</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Application of multiperiod mathematical programming models in determination of farmers optimal pattern</ArticleTitle>
<VernacularTitle>استفاده از روش برنامه ریزی ریاضی چند دوره ای در تعیین الگوی بهینه کشاورزان</VernacularTitle>
			<FirstPage>35</FirstPage>
			<LastPage>50</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">129300</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30490/aead.2001.129300</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جواد</FirstName>
					<LastName>ترکمانی</LastName>
<Affiliation>واحد مرودشت</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عباس</FirstName>
					<LastName>عبدشاهی</LastName>
<Affiliation>کارشناس ارشد اقتصاد کشاورزی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>14</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>abstract</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تعیین الگوی بهینه بهره برداری های کشاورزی، اهمیت ویژه ای دارد. با استفاده از این الگو می توان حداکثر درآمد حاصل از مصرف میزان معینی از نهاده ها و یا حداقل هزینه ایجاد ترکیب خاصی از محصولات را تعیین کرد. برنامه ریزی ریاضی از متداولترین روش های دستیابی به الگوی بهینه است. با این حال، استفاده از نوع خطی متداول آن تنها می تواند برنامه بهینه یک سال زراعی را تعیین کند.&lt;br /&gt;هدف اصلی این مطالعه معرفی کاربرد روشی در چارچوب برنامه ریزی ریاضی پویاست که می تواند تغییرات احتمالی مربوط به دوره های زمانی مختلف را در برنامه ریزی واحد کشاورزی مورد توجه قرار دهد. آمار و اطلاعات مورد نیاز در این مطالعه، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، از کشاورزان استان فارس گردآوری شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که در سال اول، به علت کمبود سرمایه، لوبیا که محصولی سرمایه بر است وارد الگو نشده است. در سال دوم نیز محصولات دیم از نظر میزان سرمایه به تعادل رسیده اند و زمین به عنوان عامل محدود کننده ای برای این گروه از محصولات درآمده است؛ با این حال، محصولات آبی هنوز با مشکل کمبود سرمایه روبه رو هستند. همچنین در سال سوم، با افزایش سرمایه، مقداری از زمین به کشت لوبیا اختصاص می یابد و از سطح زیرکشت عدس آبی کاسته می شود. در این سال، سطح زیرکشت گندم آبی همچنان در حال افزایش است. در سال چهارم نیز سطح زیرکشت لوبیا، با کاهش میزان عدس آبی، همچنان افزایش می یابد. در این سال، سطح زیرکشت گندم آبی ثابت باقی می ماند. در سال پنجم، الگو به تعادل، می رسد. به دیگر سخن، سطح زیرکشت گندم آبی به میزان حداقل مورد نیاز، یعنی یک هکتار، می رسد. افزون بر آن، عدس آبی از الگو حذف می شود و سطح زیر کشت لوبیا به 2.5 هکتار می رسد. در این حالت، محدودیت سرمایه از میان می رود و محدودیت زمین سبب ثابت ماندن سطح زیرکشت محصولات آبی می شود. نتایج این مطالعه همچنین نشان می دهد که ارزش کنونی سود ناخالص محصولات وارد شده در الگو، در طول افق برنامه ریزی بیش از 45 میلیون ریال است. نتایج تحلیل حساسیت نیز نشان می دهد که بازده برنامه ای این الگو انعطاف در خور ملاحظه ای دارد. به طوری که در دامنه وسیعی از تغییرات سود ناخالص، قیمتها و هزینه ها، بازده برنامه ای الگوی ارایه شده بدون تغییر باقی می ماند. نتایج این مطالعه همچنین نشان می دهد که میزان سرمایه تنها نهاده ای است که تغییرات کمی در آن باعث تغییر تابع هدف می شود.</OtherAbstract>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی</PublisherName>
				<JournalTitle>اقتصاد کشاورزی و توسعه</JournalTitle>
				<Issn>1022-4211</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2001</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Determining optimum size of range management units using the TFP approach: a case study of Fars province</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تعیین اندازه مطلوب واحدهای مرتعداری با استفاده از شاخص بهره وری کل عوامل تولید</VernacularTitle>
			<FirstPage>51</FirstPage>
			<LastPage>67</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">129358</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30490/aead.2001.129358</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حبیب الله</FirstName>
					<LastName>سلامی</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه اقتصاد کشاورزی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>abstract</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بهره برداری نامطلوب از مراتع کشور و تخریب آن، همواره یکی از دغدغه های عمده سیاستگذاران و برنامه ریزان بخش کشاورزی در ایران بوده است. جلوگیری از تخریب منابع و احیای مجدد آن ایجاب می کند که در کنار تعیین مالکیت مشخص برای مراتع کشور، در واگذاری زمینهای مرتعی به بهره برداران، وسعت واحدهای واگذار شده نیز به گونه ای تعیین شود تا امکان دستیابی به حداکثر بهره وری عوامل تولید و در نتیجه حداکثر سود ممکن فراهم شود و از این راه انگیزه لازم برای بهره بردار در حفظ و حراست از مراتع زیر نظارت خود نیز پدید آید.&lt;br /&gt;در این مطالعه تلاش بر آن است که با استفاده از شاخص بهره وری کل عوامل تولید و ارایه الگوی اقتصادسنجی مناسب، وسعت اقتصادی طرحهای مرتعداری در واحدهای مرتعداری استان فارس تعیین و عوامل موثر بر آن برای منطقه مورد مطالعه نیز مشخص شود.&lt;br /&gt;در این مطالعه، وسعت اقتصادی واحدهای مرتعداری برابر 303 هکتار برآورد شد که این مقدار به مراتب کمتر از وسعت قطعات واگذاری شده به مرتعداری در استان فارس است. افزون بر این، نتایج نشان می دهد که تعداد دام نگهداری شده در مراتع نیز بیشتر از حد مطلوب اقتصادی است. به دیگر سخن، رابطه مناسب میان مرتع و دام در واحدهای مرتعداری رعایت نشده است. بر همین اساس، افزایش وسعت زمین مرتع تحت عمل هر مرتعدار و کاهش تعداد دام در واحد مرتعداری، اقدامی موثر در راستای افزایش بهره وری واحدهای مرتعداری و جلوگیری از تخریب بیشتر مراتع به شمار آمده و اجرای دقیق آن توصیه می شود.</OtherAbstract>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی</PublisherName>
				<JournalTitle>اقتصاد کشاورزی و توسعه</JournalTitle>
				<Issn>1022-4211</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2001</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Investigating the impact of credits allocated to the agricultural sector by Melli and Keshavarzi banks in Mazandaran province</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی آثار اعتبارات تخصیص یافته به بخش کشاورزی استان مازندران از سوی بانکهای ملی و کشاورزی</VernacularTitle>
			<FirstPage>69</FirstPage>
			<LastPage>92</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">129359</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30490/aead.2001.129359</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>امیرحسین</FirstName>
					<LastName>چیذری</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>زارع</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی ارشد رشته اقتصاد کشاورزی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>abstract</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">سرمایه یکی از عوامل مهم در تولید محصول به شمار می رود و نظام بانکی یکی از بزرگترین منابعی است که می تواند با اعطای اعتبار، سرمایه مورد نیاز بخشهای تولیدی کشاورزی را تامین کند. بخش کشاورزی همانند دیگر بخشها، در مراحل اولیه رشد و توسعه اقتصادی با کمبود سرمایه روبه رو بوده است که این سرمایه می تواند به چند طریق همچون سرمایه گذاری مستقیم بانکها و اعطای اعتبار به کشاورزان تامین شود. هدف این تحقیق بررسی تاثیر اعتبارات اعطایی بانکهای کشاورزی و ملی بر تولیدات محصولات کشاورزی منطقه مازندران و مقایسه آنها با یکدیگر و همچنین مقایسه ویژگی های فردی اعتبار گیرندگان در منطقه است. اطلاعات گردآوری شده از راه تهیه و تکمیل پرسشنامه در ارتباط با کشاورزانی است که از اعتبارات بانک کشاورزی و ملی استفاده کرده اند. این اطلاعات همچنین از منابع آماری سازمان کشاورزی استان، بانکهای ملی و کشاورزی و مصاحبه با کارشناسان و مسوولان در بانک در منطقه به دست آمده است.&lt;br /&gt;نتایج نشان می دهد که اعطای اعتبار، تاثیر مثبت و معنی داری بر تولید کشاورزان داشته است و مقایسه رگرسیون وام گیرندگان از بانک ملی و کشاورزی نیز نشاندهنده تاثیر اعتبارات اعطایی بانکها بر میزان تولید آنهاست که تفاوت معنی داری با یکدیگر نداشته است. ارزش نهایی تسهیلات اعطایی هر دو بانک بزرگتر از نرخ سود (بهره بانکی) بوده و کشاورزان از دریافت وام اضافی سود می بردند.</OtherAbstract>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی</PublisherName>
				<JournalTitle>اقتصاد کشاورزی و توسعه</JournalTitle>
				<Issn>1022-4211</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2001</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Examination of  the relationship between export of agricultural products and growth rate of the agricultural sector</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی رابطه صادرات کالاهای کشاورزی و رشد بخش کشاورزی در ایران (1357-1375)</VernacularTitle>
			<FirstPage>93</FirstPage>
			<LastPage>102</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">129360</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30490/aead.2001.129360</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>صادق</FirstName>
					<LastName>خلیلیان</LastName>
<Affiliation>استادیار گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>حفار اردستانی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی کارشناسی ارشد</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>abstract</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این مطالعه تاثیر صادرات محصولات کشاورزی بر رشد بخش کشاورزی در ایران بررسی شده است. بدین منظور استفاده از فرضیه ها و تخمین مدل کاربردی فدر (Feder, 1982) مورد نظر بوده ولی به سبب وجود مازاد نیروی کار در ایران و مطابقت نداشتن کامل این مدل با شرایط کشور، به جای نرخ رشد نیروی کار، سرمایه گذاری سرانه (نسبت سرمایه گذاری ثابت در بخش کشاورزی به نیروی کار شاغل در بخش) در مدل وارد شده است. برای تخمین مدل، روش OLS به کار رفته و، از نرم افزار اقتصادی Econometric Views استفاده شده است. نتایج این مطالعه، تاثیر مثبت شاخص صادرات کشاورزی را بر شاخص ارزش افزوده این بخش نشان می دهد و ضریب این تاثیر نیز 0.064 میلیارد ریال براورد شده که نشان داده است یک میلیارد ریال افزایش صادرات کشاورزی، ارزش افزوده در این بخش را به میزان 0.064 میلیارد ریال افزایش می دهد.</OtherAbstract>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>موسسه پژوهش های برنامه ریزی، اقتصاد کشاورزی و توسعه روستایی</PublisherName>
				<JournalTitle>اقتصاد کشاورزی و توسعه</JournalTitle>
				<Issn>1022-4211</Issn>
				<Volume>8</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2001</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Analysis of government investment in agricultural sector and forecasting for 1379-83</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تجزیه و تحلیل سرمایه گذاری دولتی در بخش کشاورزی و پیش بینی آن برای دوره 1379-1383</VernacularTitle>
			<FirstPage>103</FirstPage>
			<LastPage>116</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">129402</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.30490/aead.2001.129402</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>کیانی راد</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مجید</FirstName>
					<LastName>کوپاهی</LastName>
<Affiliation>استاد اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2023</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>abstract</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این مقاله تلاش بر آن است که با پیدا کردن رابطه میان سرمایه گذاری دولتی و ارزش افزوده بخش کشاورزی، میزان سرمایه گذاری لازم در بخش کشاورزی برای سالهای 83-1379 پیشبینی شود. بدین منظور از یک تابع سرمایه گذاری با وقفه زمانی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که ضریب تکاثر کوتاهمدت تغییر ارزش افزوده بر سرمایه گذاری دولتی در بخش کشاورزی برابر 0.05774 است. ضریب شتاب درازمدت نیز گویای این واقعیت است که افزایش یک واحد (میلیارد ریال) در تغییر ارزش افزوده باعث افزایش 0.208 واحد (میلیارد ریال) در سرمایه گذاری دولت در بخش کشاورزی می شود. افزون بر این، پیشبینی رشد سرمایه گذاری دولتی با در نظر گرفتن رشدهای 3.5 درصد، 4.3 درصد و 5.9 درصد برای ارزش افزوده بخش کشاورزی نشان می دهد که این رشد باید به ترتیب برابر 1.95 درصد، 3.04 درصد و 4.88 درصد باشد.</OtherAbstract>
</Article>
</ArticleSet>
